تبلیغات
آسـ-ــمانِ سپیـ-ـید - مادر...

آسـ-ــمانِ سپیـ-ـید

خدا منتظر من است...

     ای قاشق را گذاشتی قطار،هواپیما،کشتی تا یک لقمه بیشتر بخورم...

یادت هست مادر؛شدی خلبان،ملوان،گفتی یک لقمه بیشتر بخور قوی بشی،بزرگ بشی،آقا شیره بشی...

واسه همینه که من عادت کردم هر چیزی رو،بدون اینکه دوست داشته باشم بخورم...

حتی بغض های ترکیده ام را



برچسب ها:مادر، متن در مورد مادر،

[ شنبه 12 اسفند 1391 ] [ 06:10 ب.ظ ] [ نفـ-ـس ایرانی ]

[ نظرات() ]